... پس از مرگ عثمان ، مسلمانان به در خانه امام علي ريختند ولي امام علي اعتنا نكرد . التماس كردند ، جواب نداد . پافشاري كردند و بالاخره امام در را باز كردند . امام از مردم سوال كردند : آي مردم ! اگر من خليفه پيامبر بودم ، چرا من را 25 سال در خانه نشانديد و سراغ ابوبكر و عمر و عثمان رفتيد و اگر من خليفه پيامبر نبودم چرا سراغ من آمديد ؟
عوام گفتند : شما حق بوديد و ما بد كرديم ، اشتباه كرديم و 25 سال بيخود دور و بر ابوبكر و عمر و عثمان را گرفتيم و الان به سراغت آمده ايم ...
امام علي فرمود : اي مردم ! اگر من بخواهم كار را بدست بگيرم مثل آنها نيستم . هركس متدين تر باشد پيش علي عزيزتر است و هركس حتي يك نقطه هم از نظر تقوايي و ورعي ضعيف باشد ، از نظر علي مردود است ...
آيا مي توانيد با علي كار كنيد ؟
گفتند : آري !
... تمام استاندارها را ، تمام فرماندارها را امام علي عوض كرد . عمّال عثمان را مطرود و مردود خواند . فرمود : عثمانيها غير علي هستند . من جمله از كساني كه امام نصبش كرد فردي بود به نام عثمان بن حنيف انصاري كه به استانداري بصره كه يك نقطه حساس در عراق بود ، منصوب شد . عثمان بن حنيف انصاري يك مدتي كه حكومت كرد ، شيعيان بصره طومار امضاء شده اي را به عنوان شكايت از او به سوي امام علي فرستادند ...
امام علي ( ع ) در پاسخ به اين نامه براي عثمان نوشت :
عثمان ! هر مأمومي يك امامي دارد . هر تابعي متبوعي دارد . هر سالكي رهبر و راهنمايي دارد . هر مقتدي مقتدايي دارد . اگر رهبرت علي است مثل علي باش . نه تنها نماينده اسمي علي باش . هر جا كه هستي آينه عملي علي باش ...
اين را امام براي هر شيعه اي از شيعيانش گفته كه اي شيعيان من ! آبروي علي و آينه علي باشيد !
جوانان تهران ( همه جوانان ) ! اين مطلب را از زبان امام براي شما مي خوانم . در تهران آبروي علي باشيد . آي بچه شيعه ها ! اگر در صف مي ايستيد و نوبت نماز مي گيريد تا جاتون بدهند براي نماز ؛ اگر در صف مي ايستيد در مهديه ها جا بگيريد ، صف بكشيد ... !
مبادا در سينماها ، تماشاخانه ها ، كاباره ها و عرق فروشي ها و زنا خانه ها در صف بايستيد براي نوبت گناه گرفتن كه شيعه علي نوبت براي گناه نمي گيرد . طوري زندگي كنيد كه اگر روزي يك جواني از ساير نقاط جهان روبه روي شما قرار گرفت ، از تقوا و ورع شما ، نماز و روزه شما ، از ايمان شما ، حق گويي شما ، حق جويي شما ، حق خواهي شما و از وفاداري شما نسبت به دين و قرآن و اهل بيت ، تعجب كند ...
امام علي ( ع ) بعد از 13 قرن چشم انتظار به كمك و ياري شما در مقابل دشمنان قرآن و اسلام دارد . با عمل نه با حرفتان و سخنتان، با عملتان !
اي عثمان ! امام و رهبر تو با دو قرص نان جو و دو تكه پارچه آبي زندگيش را گذراند ...
امام علي ( ع ) ، نان جو و لباس كرباسي پوشيده از ما نمي خواهد . شما نمي توانيد مثل من فشار بر خود بياوريد و نفستان را مهار كنيد . با اينكه مي توانستم جور ديگري زندگي كنم . اما سهم زندگي ام را بين فقرا كمك كردم . از شما مي خواهم كمكم كنيد با ورع و خداترسي و با جديت و جد در كارهاي ديني و مذهبي ، با حفظ تقوا و پاكي ، با عفت نواميس و زنان و دخترانتان ...
بچه شيعه ها ! علي از شما انتظار دارد . علي را تنها و بي كس نگذاريد . فقط در ماه رمضان در مجلس علي شركت نكنيد . بعضي ها در اظهار علاقه به امام علي ؛ 5 ، 10 ، 20 هزار تومان مي دهند و يك دانه قاليچه ديواري كه عكس علي را روي آن كشيده اند ؛ مي خرند و تابلو مي كنند در اتاق و تجارت خانه و خانه و مهمان خانه و با اين مي گويند من علاقه مند به علي ام ...
حال من به شما نشان مي دهم كه بايد چكار كنيم ؟
اين عكسها ريشه اش مال مسيحيهاست كه اينها درست كرده اند براي علي ( ع ) ...
... آن مسيحي يك چيزي در كتاب خوانده در مورد هيكل و قيافه اميرالمومنين و پيش خودش تصوري كرده و عكسش را كشيده است ... سينه جلو ، بازوهاي قوي ، شمشير برهنه دوسر روي زانو ، اخمهاي به هم كشيده كه اگر چپ نگاه كني چشماتو در مي آورم ...
به خدا به قدري قيافه امام علي ( ع ) رئوفانه ، عطوفانه و به قدري از قيافه آقايي و لطف مي باريد كه ... اما اين نانجيب عكس مسيح بن مريم را چنان مظلومانه كشيده كه چند بچه يتيم و بيوه زن را دور خودش جمع كرده و نان به دست زنان مي دهد و خرده هاي گردو بر دهان كودكان مي گذارد و اينجور از مسيحش تبليغ كرده و علي را مي كوبد و منِ شيعه بي توجهم و عكس ساخته شده او را تابلو مي كنم در زندگي ام از روي حساب عاطفه و علاقه به علي ...
عكس علي را تابلو نكنيد . تقواي علي را ، ايمان علي را ، دينداري علي را ، حق پرستي علي را ، مناجات شبهاي او را ، طرفداري از فقراي علي را ، زير بار گرفتن مظلوم علي را ، حق گويي علي را تابلو كنيد در زندگي ...
عكس ، فقط يك كاغذ پاره است يا يك فرش نخي ...
... نماز اول وقت علي را ، نماز شب علي را ، روزه گرفتن علي را ، ناله هاي جانسوز علي را تابلو كنيد در زندگي ...
امام علي ( ع ) فرمود : من از دنياي شما هيچ چيز ذخيره نكردم . زير آسمان خدا يك فدك داشتيم كه آن را هم از دست ما گرفتند ...
« سخنراني مرحوم آقاي احمد كافي ، شب احياء ، نوزدهم ماه مبارك رمضان ، مهديه تهران »

آنقــــدر هاها و هق هق کرده ايم / کــــــز فراقت يا علي دق کرده ايم
ما بلاجويـــان راهت مي شويم / ناله کــن مــولا که چاهت مي شويم
پر ز احساس صبوري مي شويم / شيعــــه خوب تنــــــوري مي شويم
در ميان نـــــور پرپر مي شويم / همچــو سلمانت قلنـــــدر مي شويم
پشت شمشير تو سنگــــــر مي زنيم/ زير ابيات تو خنجــــــر مي زنيم
خنجـــــــــــري از دردهــــاي چـــاه تو / حلقه اي از حلقــــه هاي آه تو
يک نظـــر کن تا كه مرد ره شويم / شيـــر شيم و خالي از روبه شويم
شيرهـــــــــاي غيرت و مردان درد / ني چو اشباه الرجـــال سايه گرد
شبـه مرداني که آتش حک کنند / در وضــوي خويش هردم شک کنند
يا علي اين سايه هـــــــا واخورده اند / نهــرواني ها سر بر سجده اند
هر زمان تفسيـــــــر نو از دين کنند / با قلمهـــــا ، خويش را آذين کنند
زهــــــــر را در خمــــره مل کرده اند / اشعري ها اين زمان گل کرده اند
بازهم در غيبت موســــــاي ما / کرده اند اين قـــــــوم بر هارون جفــــا
واي هــــــارون در گلويش ناله است / سامري در صنعت گوساله است
واي از اين گوساله هاي رنگ رنگ / اين جملهـــــاي مهيا بهــــــر جنگ
بس کنيد اين فتنه هاي کــــور را / از چــــه تهمت مي زنيد منصـــور را
کينــــه هاتان چوبه هــــاي دار شد / شام آخـــــر باز هم تکــــرار شد
از چه رو در سرزمين ياسهــــــــا / مانده ايد در بند عمـــــــر و عاص ها
اي عروسک هـــــاي رقصنـــــده به باد / پاره شد حلقوم مولامان ز داد
با علي اين زمان همدل شويد / خاکهـــــــــا از آب غيــــــرت گل شويد
اين علي تصويــــــر درد و خنده است / در ميان خانه چاهي کنده است
در ميان چـــــــــاه مي نالد چنين / از شما ها ، اي گــــروه مسلميــــن
واکنيد چشمــــــــان خــــواب آلـــــــود را / باز جالوت آمــــــــده داوود را
سنگهـــــــــــا را رو به سوی او کنید / لحظــــــه ای بر قبله دل رو کنید
سجـــــده بر این مهر و پیشانی کنید / کمتر احساس پشیمانی کنید
تا که چون داوود بر او غالب شوید / شیعــــــه ابن ابی طــــالب شوید
عبد المهدی جوادی
